خانه » سرگرمی » ظهور «میانجی‌گری غیرمتمرکز» در خاورمیانه؛ فرصت توافق یا فلج تصمیم‌گیری؟

ظهور «میانجی‌گری غیرمتمرکز» در خاورمیانه؛ فرصت توافق یا فلج تصمیم‌گیری؟

زمانی که دونالد ترامپ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ایران را تهدید کرد که یا «توافق» را می‌پذیرد یا «نابود» خواهد شد، کمتر کسی به این نکته توجه کرد که پشت صحنه این بن‌بست دیپلماتیک، شبکه پیچیده‌ای از میانجی‌گران و قدرت‌های ثالث در حال شکل‌دهی به مسیر مذاکرات است. آنچه در ظاهر به عنوان یک رویارویی دوقطبی میان واشنگتن و تهران به نظر می‌رسد، در واقع میدانی است که در آن، چین، روسیه و عمان، هر یک با انگیزه‌ها و منافع متفاوت، در حال معماری یک نظم دیپلماتیک چندلایه هستند.

عمان؛ میانجی تاریخی و دروازه‌بان تنگه هرمز

عمان را باید قدیمی‌ترین و قابل‌اعتمادترین میانجی در مناقشات ایران و آمریکا دانست. این کشور که میزبان دورهای متعدد مذاکرات هسته‌ای پیش از جنگ بود، پس از آغاز درگیری‌ها نیز نقش خود را به عنوان «کانال ارتباطی» حفظ کرد. در همین راستا سلطان هیثم بن طارق در دیدار با رئیس‌جمهور مصر، بر «اهمیت تشدید تلاش‌های سیاسی و دیپلماتیک برای حمایت از مذاکرات ایران و آمریکا و کمک به کاهش تنش‌ها» تأکید کرد. این موضع، بازتاب نقشی است که عمان از دهه‌ها پیش برای خود تعریف کرده است: «میانجی بی‌طرف» که می‌تواند اعتماد هر دو طرف را جلب کند.

اما نقش عمان در بحران اخیر، فراتر از میانجی‌گری سنتی است. این کشور که خود در کرانه جنوبی تنگه هرمز قرار دارد، در ژوئن ۲۰۲۶ با هماهنگی سازمان بین‌المللی دریانوردی، یک «کریدور ترانزیت موقت» در این تنگه ایجاد کرد تا عبور ایمن کشتی‌ها را تسهیل کند. این اقدام، عمان را از یک میانجی صرف به یک «بازیگر راهبردی» تبدیل کرده که همزمان، هم میزبان مذاکرات است و هم نقش کلیدی در مدیریت یکی از گلوگاه‌های حیاتی انرژی جهان ایفا می‌کند. از منظر حقوق بین‌الملل دریاها، این اقدام عمان را می‌توان در چارچوب «حقوق حاکمه کشورهای ساحلی» در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها توجیه کرد؛ اما در عمل، این کشور را به یک «دروازه‌بان» تبدیل کرده که هرگونه توافق بر سر هرمز، بدون رضایت آن امکان‌پذیر نیست.

وزیر خارجه عمان، بدر البوسعیدی، در گفت‌وگو با وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، بر «تعهد به تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز» تأکید کرد. این موضع، نشان‌دهنده ظرافت بهترین دکتر دیپلماسی عمان است. از یک سو، به آمریکا اطمینان می‌دهد که با «سلاح‌سازی هرمز» مخالف است؛ از سوی دیگر، با ایران روابط خود را حفظ کرده و در بیانیه مشترک با تهران، بر «احترام کامل به حاکمیت و حقوق حاکمه دو کشور ساحلی» تأکید کرده است. این «دیپلماسی موازنه»، عمان را به یکی از معدود بازیگرانی تبدیل کرده که هم مورد اعتماد واشنگتن و هم تهران است.

روسیه؛ از میانجی‌گری هسته‌ای تا «کارت برنده» اورانیوم

اما روسیه در بحران اخیر، رویکردی دوگانه اتخاذ کرده است. از یک سو، خود را به عنوان «حامی صلح» و «میانجی بالقوه» معرفی می‌کند؛ از سوی دیگر، از هرگونه تعهد الزام‌آور برای فشار بر ایران پرهیز می‌کند. سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که مسکو همراه با چین، «محیط سیاسی مناسب» برای مذاکرات ایران و آمریکا را فراهم می‌کند. اما او در همان مصاحبه تأکید کرد که «تمرکز اکنون بر مذاکراتی است که ایران از طریق میانجی‌های عربی انجام می‌دهد» — عبارتی که نشان می‌دهد روسیه ترجیح می‌دهد در حاشیه بماند و هزینه‌های سیاسی میانجی‌گری مستقیم را نپذیرد.

با این حال، روسیه یک «کارت برنده» منحصربه‌فرد در اختیار دارد که می‌تواند مسیر مذاکرات را تغییر دهد: پیشنهاد انتقال اورانیوم غنی‌شده ایران به روسیه. اولگ آکولینیچف، کارشناس شورای تجاری روسیه و ایران، در مصاحبه با تاس تأکید کرد که این پیشنهاد «می‌تواند بن‌بست مذاکرات را بشکند» و «همه طرف‌ها را راضی کند»: ایران اطمینان می‌یابد که اورانیوم آن نزد شریکی امن است، و آمریکا مطمئن می‌شود که این مواد برای تولید سلاح استفاده نخواهد شد. ولادیمیر پوتین نیز در ماه مه ۲۰۲۶ تأیید کرد که این پیشنهاد «روی میز است» و اگر همه طرف‌ها موافقت کنند، «ایران می‌تواند مطمئن باشد که این مواد به کشوری دوست که در استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای با ایران همکاری می‌کند، منتقل می‌شود».

این پیشنهاد، در چارچوب «همکاری‌های صلح‌آمیز هسته‌ای» (ماده ۴ معاهده عدم اشاعه) قابل توجیه است. اما در عمل، این «کارت روسی» با یک پارادوکس روبه‌روست: ایران تاکنون هرگونه انتقال اورانیوم به خارج را رد کرده و آن را «نقض حق غنی‌سازی» خود می‌داند. بنابراین، حتی اگر روسیه بتواند موافقت آمریکا را جلب کند، جلب رضایت تهران — که در شرایط کنونی، اورانیوم غنی‌شده را یکی از آخرین برگ‌های برنده خود می‌داند — دشوار خواهد بود. با این حال، صرف طرح این پیشنهاد، روسیه را از یک «تماشاگر» به یک «بازیگر بالقوه» در معادلات هسته‌ای تبدیل کرده است.

چین؛ میانجی محتاط با منافع تجاری پنهان

این در حالی است که چین، برخلاف روسیه، ترجیح می‌دهد نقش خود را در قالب «حمایت از میانجی‌های دیگر» تعریف کند تا «میانجی‌گری مستقیم». یانگ چنگ، کارشناس ارشد دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، در ماه مه ۲۰۲۶ گفت که چین «ممکن است میزبان مذاکرات ایران و آمریکا باشد» اما «به احتمال زیاد نقش میانجی را نخواهد پذیرفت» زیرا این نقش «در حال حاضر متعلق به پاکستان است». این موضع، بازتاب راهبرد چین در بحران‌های منطقه‌ای، «حمایت از فرآیندهای دیپلماتیک بدون درگیر شدن مستقیم» است.

اما در پشت این احتیاط ظاهری، منافع تجاری چین نقش تعیین‌کننده‌ای در مواضع آن دارد. چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و هرگونه تشدید تحریم‌ها یا بسته شدن تنگه هرمز، مستقیماً امنیت انرژی این کشور را تهدید می‌کند. وانگ یی، وزیر خارجه چین، در دیدار با عباس عراقچی در مه ۲۰۲۶، بر «اهمیت حفظ جریان انرژی و ثبات بازار» تأکید کرد. یکی از کارشناسان چینی در این باره گفته است: «ایران می‌خواهد همکاری تجاری خود با چین، به‌ویژه در حوزه انرژی را حفظ کند تا حداقل صادرات و درآمد خود را تضمین کند».

این وابستگی متقابل، چین را به یک «میانجی طبیعی» تبدیل می‌کند. از یک سو، پکن نفوذ قابل‌توجهی بر تهران دارد؛ از سوی دیگر، واشنگتن نیز به ثبات بازار انرژی و پرهیز از بحران جهانی نفت نیازمند است. اما چین تاکنون از «سرمایه‌گذاری سیاسی» در این بحران خودداری کرده و ترجیح داده

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*